صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 112

الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )

مكه مراجعت نمود اگر چه بواسطة اين كار برغانى جان خود را از دست داد و اتباع و مريدان تبعهء شيخ احمد بتحريك شخصي بنام حسن بابى أو را در محراب عبادت بين الطلوعين در حال سجده با وضعى فجيع بقتل رسانيدند . هوا و هوس اين آخوند پر گوى عرب عدهء زيادى را گمراه و جماعتى را بديار عدم فرستاد و دنبالهء فتنهء آن هنوز هم در صحنهء جهان جريان دارد . همهء تحقيقات احسائى را ميتوان در دو سطر خلاصه نمود ، خلاصه‌يى بي - معنى كه خود آنمرحوم شايد از آن سر در نميآورد و فقط دست‌خوش الفاظ با رعد و برق شده بود : « پيغمبر در معراج از كرهء خاك كه گذشت عنصر خاكى را رها نمود و از كرهء آتش كه گذشت عنصر نارى را بجاى گذاشت و از كرهء هوا كه مرور نمود عنصر هوائى را باهلش سپرد . . . » . خيال مىكرد اجزاء مركب اگر منحل شود مركب باقي ميماند و يا عناصريكه مزاج از آن تركيب مىشود تركيب و انحلال آن امر اختيارى است و نظير كفش و كلاه مىباشد كه انسان از خود دور كند . تركيب بدن و نفس تركيب طبيعي ناشى از سير استكمالى مادة و عناصر اوليه است و از اين استكمالات نفس موجود مىشود و بمقامات اصلى خود و أصل مىگردد . احسائى در آثار خود مكرر ذكر كرده است : « در معاد انسان با جسم هور قليائى محشور مىشود . . . » . از اين قبيل هفوات كه واقعا ارزش نداشت كه منشأ گمراهى هزاران نفوس و علت فناى صدها خانواده گردد همان رطب و يابس‌هاى شيخ احمد و شاگرد أو سيد كاظم رشتى ، منجر به ظهور و پيدايش بابيه و بهائيه شد ، طلوع شيخ احمد در زماني اتفاق افتاد كه مملكت